دومین بهار زندگی عزیز دل مامان

سلام پسر گلم دومین بهارزندگیت مبارک باشه
انشالله 120بهاردیگه هم به خوشی وخرمی طی کنی وهرروز سرحال تر وشاداب تر باشی
میدونی مامانی خیلی تنبله که وبلاگتو آپنمیکنه فصل بهاره وکسلی بی حوصله گی...تو خونه از دست شما که اتیش میسوزنی وقت نمیکنم تاکامپیوتر روشن میکنم یا گریه میکنی یا زود خودت خاموشش میکنی محل کارمم از مدیر می ترسم لو برم دیشب هم تصمیم گرفتم کلی زحمت کشیدم سریه اومدی کامی مامانی خاموش کردی وهمه زحمتمو به هدر دادی الهی مامان قربون یه تارموت بره شیطون یلاااااااااااااااااا
الان برات می نویسم عید موقع سال تحویل منو تو باباییو داداشی کنارهم بودیم که سال جدید آغاز شدبعد با مامانی وداداشی اولین جایی که رفتیم کنار مزار پدربزرگ ومامان بزرگ وخاله جون بود که برامون خیلی عزیز بودندبعد رفتیم خونه بابابزرگ پدری اونجا دیگه با نوه های باباجونی جور شدیو آتیش سوزندی و خوش گذشت بعد عید دیدنی خونه فامیل دایی عمو عمه خاله وبقیه ...کلی هم عیدی جمع کردی هزار ماشالله چقدرم پسر ناز شده بودی

روز پنجم عیدم دایی جونی از شمال اومدن خومون تو هم با امیر محمد وحامد خوش بودی تا اینکه روز نهم عید مریض شدی واسهال استفراغ گرفتی وکلی اذیت شدی با بابایی بردیمت دکتر اونجا بهت آمپول زدن من که طاقت دیدن آمپول زدن بهت رانداشتم اومدم بیرون ودلم واست کباب شد الهی بمیرم واسه گل پسرم که گریه کرد بچم کلی آب شد با این ویروس جدید که بره برنگرده.........
روز سیزده بدر رفتیم یکی از روستاهای ایوانکی بنام (کرک )تو باغ خاله مامان وتو حسابی خوش گذروندی واز این ور به اونور راهمی رفتی و بدو بدو میکردی کسی هم نباید بهت دست میزد یا دستتو میگرفت وبا بچه ها کلی بازی کردی

مامان گلم دندون نهم ودهم هم از دندون های کرسیت تو عید جونه زد مبارکت باشه
عکس

ایلیا شیطون تو ماشین کامیون

مامانی چیه تو فکرته

مامانی چی قایم کردی

وای مامانی خودکار وکاغذ داداش امید برداشتی




دومین بهار زندگی عزیز دل مامان
